۲ مرداد ۱۳۸۴

کاش می توانستم سرزمينم را مثل شعرهايم بگذارم توی چمدان ِ خالی ام و با اولين قطار

۴ نظر:

ناشناس گفت...

این روزها همه جا صحبت از مرگ و کثافت و تباهیه... باز خوبه تو زدی تو نخ نوستالژی! اگه پیک هم نزدی ما چایی نبات هم قبول داریم. فقط دود برسون!

ناشناس گفت...

به كجا چنين شتابان
....
....
...
به شكوفه ها به باران
برسان سلام ما را
هميشه همه خواسته هايمان در اين ديار در حد اي كاش باقي مي ماند
...

عروسک سنگ صبور گفت...

هووووووووی یعنی چی.....
فقط سرزمین تو که نیست
آسمان سفر همیشه آبی نیست...

ناشناس گفت...

mage she'r hat ro ham mikhayee bezari too chamedoon biari?????