۱۷ تیر ۱۳۸۴

بهمن57

تمام عمر را در سايه طی شديم
و تا سايه به خيابان کشيده شد
صدايمان از ته ِ گلو
و از هر طرف
به سرزمين هايی که بليت هايش را نديده بوديم
رنگين کمان زديم
سايه ها رنگی شدند
و از هر رنگ يک خيابان تازه شد
بيست سال بعد
هر زنی را در آغوش داشتيم
برهنه بود و
با سايه های يک خيابان می خوابيد

۳ نظر:

ناشناس گفت...

salam
gaghi fekr mikardam to az kojaye gheseye man farar kardi
sher ghashangi bood mesl tanzhat nab . dastanhato nakhoondam am oonvaghtha dastan nemnigofti migofti?

??????

ناشناس گفت...

ham aaghushi ba saye ha natijeye na be ja allaho akbar goftan ast!!!!

ناشناس گفت...

bebakhshid man manzoore sheretoono daghigh nafahmidam mishe baram tozih bedin?