۲ مهر ۱۳۸۴

سه دقیقه تا تانک
تا بسم الله الرحمان رفته بود روی مین
نمی دانم کدام سیم از مینای من
گرفته بود به پاش
که پشت به پشت همه ی مردها
داده بود
نداده بود دلش را هنوز
به پیراهنی که بی هیچ وصله ای
سپید بود و بوی کافور
از همه ی سوراخ هاش
اذان می گفت

۲ نظر:

4040e گفت...

چه کار میکنی بسیجی؟
تو که تمام سیمهای ما را بریدی
له شدیم باز
:( شدیم
چرانتزمان برگشت

ناشناس گفت...

salam
koja ham ra bebinim?