۱۶ خرداد ۱۳۸۴

برنامه های يک رييس جمهور

هاشمی رفسنجانی برنامه های خود را جهت احراز پست رياست جمهوری اعلام کرد
يکی از سرفصل های برنامه ی او ورزش بود که در توضيح اين برنامه نوشته بود :
ز سستی کژی زايد و کاستی
بدين ترتيب ديگر رئوس برنامه های او به شرح زير اعلام می گردد

برنامه ی کار و اشتغال : بخور تا توانی به بازوی خويش
برنامه ی اقتصادی : تا پول داری رفيقتم قربون بند کيفتم
برنامه ی علوم و فن آوری : توانا بود هر که دانا بود
برنامه ی بهداشتی : چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
برنامه ی راه و ترابری : ای که از کوچه ی معشوقه ی ما می گذری بر حذر باش که سر می شکند ديوارش
برنامه ی نيرو : بزن بريم به سرعت برق و باد بزن بريم از اين جا
برنامه ی دادگستری : نزن بر سر ناتوان دست زور
برنامه ی ارتباطات : اگه تلفن می کنم می خوام بگم دوسـِت دارم
برنامه ی مسکن و خانه سازی : خانه از پای بست ويران است . خواجه در نقش بند ايوان است
برنامه ی اور خارجی و بين الملل : آسايش دو گيتی تفسير اين دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا
برنامه ی تعاون : همسايه ها ياری کنيد تا من شوهرداری کنم
برنامه ی خيريه : تو نيکی می کن و در دجله انداز که ايزد در بيابانت دهد باز
برنامه ی جوانان : تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است ای به فدای چشم تو اين چه نگاه کردن است
برنامه ی کشاورزی : صد دانه ياقوت اين جا نشسته
برنامه ی بهزيستی : تو کز محنت ديگران بی غمی نشايد که نامت نهند آدمی
برنامه ی رفاهی : آی خونه دار زنبيل رو وردار بيار

۱۲ خرداد ۱۳۸۴

این طور نیست؟

اگر بنويسم سکس همه پيام می گذارند و ابراز رضایت می کنند . اگر بنويسم آزادی مطبوعات
همه می گويند ا َه ولمان کن . اين جا هم مزخرف می گويد

۱۱ خرداد ۱۳۸۴

تا تو نگاح میکنی کار من آح کردن اسط

پری ثا . شحرام . ما گاحی حمين شکلی بح حم
نگاح می کنيم

دلیل حضور در صحنه

چرا بايد در انتخابات شرکت کرد


چون اگر نکنی آن ها می کنند

۹ خرداد ۱۳۸۴

مرز

چه قدر مجسمه از آزادی غريبه است
شانگهای . . . رُم
پاشنه ی همه ی زن ها بلند نيست
سر به سر ِ اين خيابان نگذاريد
کاخ دارد
از اين خط کشی ها دلم ريش می شود
بين ِ دو خط برانيد
بين دو خط . . . فقط . . .
دستهاتان خانم
به هم دادن قدغن !!
موازی . . . موازی . . .
شبها فقط دو خط موازی می خوابند
روی هم . . . گاهی . . . شايد
اگر ويزای اين آزادی صادر . . .
نشده باشد هم جهنم به . . .
آقا من کارتن می خواهم
برای ِ ديدن . برای خوابيدن
مثل سگ ها می شاشم به ديوار خانه ها
حالا من مرز دارم !

۶ خرداد ۱۳۸۴

روزهای سخت

من هيچ وقت روزهای به اين سختی نداشتم
من هيچ وقت روزهای به اين سختی نداشتم

گرگ ها همه اش دور خونه ام راه می رن

آزادی

نطق آزاد و بيان آزاد است
روح آزاد و روان است
همه جا زمزمه ی آزادی ست
پير آزاد و جوان آزاد است
گله آزاد نباشد ورنه
گرگ آزاد و شبان آزاد است
در هدف ساختن سينه ی خلق
تير آزاد و کمان آزاد است
از پی ريختن خون بشر
تيغ آزاد و سنان آزاد است
اگر از وضع جهان نالانی
ناله آزاد و فغان آزاد است
بر سر خود بزن و نعره بکش
دست آزاد و دهان آزاد است
شادروان ابولقاسم حالت

۵ خرداد ۱۳۸۴

به روژ ئاکره ئی

چی می خوری ؟
امروز چندشنبه است ؟
چهارشنبه
چهارشنبه چندشنبه است ؟
ساعت هم ده و نيم صبحه
ده و نيم صبح می شه چندشنبه؟
چهارشنبه ... حالا صبحونه چی می خوری؟

از کتاب ما اين جا هستيم

۴ خرداد ۱۳۸۴

دست خودم نیست

کاريش نمی شود کرد . مثل سگها شاشيدن به ديوار را دوست دارم

گلدونه خانم


آدم بايد قلبش صاف باشه . صفايی که گلدونه داره تو قوطی هيچ عطاری نمی شه جستش . من خودش رو دوست دارم . پستوناش رو . کفلش رو . می دونی ؟ هنوز شل نشده . هنوز سفته . عيبی نيست مگه من چه قدر عمر می کنم ؟ اون هايی هم که پولدارن و خودشون رو بيمه عمر می کنن بيش تر از ديگرون عمر نمی کنن . پس چه فرقی می کنه ؟ انگار من هم پولدارم . { شمرده } حالا اگر چلوکباب نيست . . . صفا هست .

تکه ای از نمايشنامه گلدونه خانوم - از کتاب : پاتوغ
نوشته اسماعيل خلج
دی ماه 2535 – چاپ دوم


۳ خرداد ۱۳۸۴

صاحبدلان خدا را

صلاحيت زواره ای (عضو سابق شورای نگهبان و مسئول رد صلاحيت های پيشين و کانديدای فعلی رياست جمهوری) رد شد
کدام گزينه درباره خبر فوق صحيح می باشد
الف – خياط در کوزه افتاد
ب – گذر پوست به دباغ خانه می افتد
پ – گهی پشت به زين و گهی زين به پشت
ت – هر سه مورد

۲ خرداد ۱۳۸۴

جانی

معين رد صلاحيت شد و صلاحیتش دوباره تاييد شد . در این خر تو خری بالاخره یک جانی رييس جمهورمی شود
رفسنجانی يا لاريجانی

۱ خرداد ۱۳۸۴

آخرين خبر در خصوص رد صلاحیت ها

شورای نگهبان اعلام کرد : زنان می توانند کاندید ریاست جمهوری شوند اما نمی توانند رییس جمهور شوند

انار

وقتی يک زن انار آبلمبو می کند يک مرد آرزو می کند کاش انار بود

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۴

شب اول قبر

شب اول قبر نگرانم می کند . نمی دانم کسی هست روی من پتو بکشد نچام ؟ خدا کند بالشم نرم نباشد وگرنه .
خوابم نمی برد

بیست و دو بهمن

توپ فوتبال شباهت زيادی با زن دارد بيست و دو مرد دنبال هر دو می دوند

۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۴

مرگ

می روم بمیرم
صبح زود بیدارم کن

چهار رکن زندگی

زندگی چهار چیز است
عرق و آب . . . خوراک و خواب
اگر بپرسید سکس چه ؟ می گویم آن هم در خواب مستتر است

درونیات من

صالحی می گوید : درون هر مردی یک زن است
لطفا به درونیات من تجاوز نکنید

۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۴

اوف

خدا مرا ببخشد !!!امروز پاهای دختری توی ايستگاه ديوانه ام کرد . قشنگ بود . الله وکيلی قشنگ بود . خدا هم بود خوشش می آمد