۸ مهر ۱۳۸۴

احمدي‌نژاد به سؤال يك خبرنگار شبكه تلويزيوني اسراييل پاسخ نگفت
احتمالا وی در جواب خبرنگار گفته برو به کس دیگه ای گیر بده من رو تشک بیا نیستم باباجون!!ر

فوتبال بانوان
روبنده نداره چرا این ضعیفه ؟ کسی نمی خواد وااسفا سر بده ؟

۷ مهر ۱۳۸۴

یک همشهری داشتیم که رفت تغییر جنسیت داد و بعد همجنس گرا شد به قول عمران صلاحی حالا حکایت این هاست
يك‌ مـــــــرد هلندي‌ با دو زن‌ هــــــــــمـــجــنس‌ باز ازدواج‌ كــــــرد.به‌ گــزارش‌ پايگاه‌ اطلاع‌ رساني‌ پليس‌، اين‌ مرد 46 ساله‌ هلندي‌ ازدواج‌ خود را در يك‌ زمان‌ با دو زن‌ همجنس‌ باز 31 و 35 ساله‌ در دفتر عقدي‌ در اين‌ كشور ؤبت‌ كرد.«ويكتورد بروجين‌» در اين‌ باره‌ گفت‌: ازدواج‌ با دو زن‌ در يك‌ زمان‌ كار سختي‌ است‌ اما با آنها مشكلي‌ ندارم‌

۶ مهر ۱۳۸۴


کمی از آرامش ترسيده ام
يعنی هميشه اين طور می شود
که يک خواب راحت از پلک های من
سـُر می خورد
تا نازبالش تا بالش تا زير سرم
بلند شده است
و ديگر هوای پيش از باد
هوای ريتا
می پيچد توی جمجمه ام
که بوی اسکاد می دهد
اسکاچ
و اس ... کاج های بلند اين خانه هنوز
برای همه ی برگ باران های اين حدود
ماغ می کشد
چهار راه استانبول
غرب را
به سمت و سوی يک انفجار کهنه اما پاک
تحريک می کند

۵ مهر ۱۳۸۴


هميشه مهر مرا ياد مدرسه می انداخت
هميشه مهر مرا ياد پری سا می اندازد
هميشه مهر مرا ياد زندگی خواهد انداخت
تولدت مبارک پری سا

۴ مهر ۱۳۸۴

بانوان کشورهای اسلامی

درکه بوی مدرسه می داد
وقتی مهر آبی آبی آسمانش را بدوزد به شنبه های مدرسه
یادش به خیر
سال های مدرسه
تابستان با کوه تمام می شد
پری سا - شبنم - صلاح و من

۳ مهر ۱۳۸۴

ژنده باد غیورمردان عرشه ی پیکار که باعش شدند ایران رتبه ی اول تعداد معتادین را اژ آن خود کنند

۲ مهر ۱۳۸۴

سه دقیقه تا تانک
تا بسم الله الرحمان رفته بود روی مین
نمی دانم کدام سیم از مینای من
گرفته بود به پاش
که پشت به پشت همه ی مردها
داده بود
نداده بود دلش را هنوز
به پیراهنی که بی هیچ وصله ای
سپید بود و بوی کافور
از همه ی سوراخ هاش
اذان می گفت
همه ی میزهای مدرسه کشتی شد
و از هر پادگان دو سرباز سوار
ما در واترلوی بالا به گل نشستیم
نوح بر جنازه ای می گریست
سربازها هم را خورده بودند
به مناسبت هفته جنگ مقدس!!!س

۱ مهر ۱۳۸۴

ردپای دندان هام
روی برف سینه های تو جا مانده
پاییز شال گردنش را
از شاخه ی درخت برداشت
چمدانی در کوچه بود
واتفاقی در تختخواب این خانه افتاده بود

من - حسین مرتضاییان آبکنار - صلاح الدین کریم زاده - پرویز جاهد
درکه - اول مهر 1384

۳۱ شهریور ۱۳۸۴

۲۹ شهریور ۱۳۸۴


در جلسه خانه های ایرانی با او آشنا شدم . هاینریش استاد دانشگاه است . برای تحقیق و تدریس آمده ايران . صلاح ما را به هم معرفی کرد . گفت من طنز
می نویسم . او انگارکه سالهاست در ایران زندگی می کند گفت مواظب باش نری زندان . می اندازند زندان
به روسری آبی ات باران می چکد
اردی بهشت رفته سیگاری بگیراند
کاش بهانه ای نداشتم برای گریستن
اى ايران اى مرز پر گهر
اى خاكت سرچشمه هنر
دور از تو انديشه بدان‏
پاينده مانى تو جاودان‏
اى دشمن ار تو سنگ خاره‏اى من آهنم‏
جان من فداى خاك پاك ميهنم‏
مهر تو چون شد پيشه‏ام‏
دور از تو نيست انديشه‏ام‏
در راه تو كى ارزشى دارد اين جان ما
پاينده باد خاك ايران ما
سنگ كوهت درُّ و گوهر است‏
خاك دشتت بهتر از زر است‏
مهرت از دل كى برون كنم‏
بر گو بى‏مهر تو چون كنم‏
تا گردش جهان و دور آسمان بپاست‏
نور ايزدى هميشه رهنماى ماست‏
مهر تو چون شد پيشه‏ام‏
دور از تو نيست انديشه‏ام‏
در راه تو كى ارزشى دارد اين جان ما
پاينده باد خاك ايران ما
حسین گل گلاب

۲۷ شهریور ۱۳۸۴


مهرورزی مدل دوهزار و پنج
قربون برم خدا را ....برای بعضی ها بی عقلی را ارث گذاشته
سايت کتاب- گروه بين الملل: دادگاهي در هند دستور محاكمه يک شاعر مطرح بنگالي به علت بي حرمتي به يک بت هندو را صادر كرد. اين شاعر که سونيل گانگوپادهيايي نام دارد در مقاله اي که در بزرگترين روزنامه بنگال شرقي به نام آناندابازار منتشر شده ، گفته است:" الهه «ساراسواتي» تحريک کننده است." بيبوتي بوسان ناندي که سابقاً پليس بوده عليه اين شاعر شکايت کرد و گفت که او احساسات مذهبي او را جريحه دار کرده است.دادگاه علي پور علاوه بر احضار سونيل سردبير روزنامه آناندابازار و ناشر آن را نيز به دادگاه فرا خواند.گانگو پادهيايي 71 ساله معروف ترين شاعر و رمان نويس در قيد حيات در بنگال شرقي است. او بيش از 250 کتاب منتشر کرده است. او پيش از اين نيز سابقه اظهار نظر هاي بحث انگيز داشته است. او سال ها پيش اعلام كرده بود «کالي» الهه قدرت در هند، زن بدكاره اي بيش نبوده است

در پشت این میز
ما در خیال وضع خیط و پیط خویشیم
یعنی که اینجا
در این اتاق سرد و نمناک
شادان و شنگولیم از گفتار استاد
اینجاست دانشگاه آزاد
ما در خیال مدرک بی مصرف خویش
آینده تابان کشک آلود خود را
آرام آرام
در این تجارتخانه معروف و گمنام
چشم انتظاریم
چوخ بی قراریم
..................
آه ای بزرگانی که در راس کارید
وقتی که از روز اول ترم
شهریه ها را می شمارید
آنگاه که خوشحالید و شنگولید و دلشاد
آهسته زیر لب بگویید : بیچاره دانشجوی دانشگاه آزاد
بیچاره دانشجوی دانشگاه آزاد
ملانصرالدین _زرویی نصرآباد