Sep 19، 2006

افتخارات - بخش اول

بنا به دعوت دوستان ( که همین نشان می دهد من چقدر مهم هستم )بخش اول افتخارات خود را یادآوری می نمايم . زین پس هر شب این افتخارات به روز می شود

نام کوچک پدربزرگ من و شاملو يکی ست

به گواه شاهدان عينی بوی پای من با بوی پای جلال آل احمد يکی ست

دوستی دارم که دوستش شاگرد آيدين آغداشلوست

امضای من و حسين آبکنار شبيه هم است

بهرام بيضايی در تئاتر شهر جواب سلام مرا نداده است

در سايت اورکات عضو ِ - کمیونیتی - نويسندگان هستم

در ياهو مسنجر با جوانی که خود را علی نصيريان معرفی می کرد چت کرده ام

من و هوشنگ گلشيری خوشبختانه هرگز سر به سر هم نگذاشته ايم

شاملو هم مثل من جايزه ی نوبل ادبيات را نبرده است

پيش بينی ام در مورد عدم نتيجه گيری ايران در جام جهانی فوتبال درست از آب درآمد

قبل از سرنگونی صدام از خدا خواستار سقوط حکومت وی شده بودم

به سه زبان زنده ی دنيا – انگليسی , اسپانيايی و فرانسوی – علاقه دارم

ريش پائولو کوئيلو شبيه ريش من است

من و شادروان صابری هر دو هرگز يک مارک خودکار را نمی خريديم

در خيابانی کار می کنم که صدها نفر از هنرمندان سينما تئاتر و تلويزيون در آن کار کرده و روزانه در آن تردد می کنند ( خ ولی عصر ) و

بيست و هفت کتاب شعر مستقل دارم که منتظر مجوز الهام است ( الهام شعری نه الهام رياست جمهوری ) ئ

سيد محمد خاتمی به من گفت تو می تونی ! ( در سخنرانی اش گفت : جوانان می توانند . . . ) ئ

همه ی آثار صادق هدايت را خريده ام
بزرگترين سردبير راديويی مرا به اسم کوچک صدا می زند ( جلال سميعی )ئ

همين امروز سردبير يکی از مطرح ترين برنامه های راديويی به من تلفن کرد گفت سلام ( رضا ساکی ) ئ

در رستوران نايب با همان قاشق و چنگالی که مهران مديری در دست داشته غذا خورده ام

پدربزرگم را در کنار هوشنگ گلشيری به خاک سپرده اند

14 نظر شما چیست:

علی گفت...

اینکه مدتهاست من و سر قرار می کاری چی؟ اینکه از همش افتخار بزرگتریه. خدا بیامرز بامداد یکدفعه ام این کارو نکرد...

Hamin گفت...

کلی افتخار کردم بهت!

Iranian idiot گفت...

حیف شد! با این همه افتخارات وارونه, شما از دریافت عنوان
Iranian idiot
محروم می مانید

ziba گفت...

چي همه افتخارت

داریوش بلادی گفت...

دست مارو هم بیگیر شما موجب افتخاری

NasrinM گفت...

این محشر بود :
به سه زبان زنده ی دنيا – انگليسی , اسپانيايی و فرانسوی – علاقه دارم

كوروش ضيابري گفت...

بزرگترين افتخار زندگي من: اين قابليت قشنگ ايراني‌هاي قشنگ‌دوست! را كشف كردم و به منصه‌ي ظهور رساندم. ما ايراني‌ها عين گرگي كه گرسنه است و از لب و لوچه‌اش آب مي‌چكد از فرط گرسنگي، منتظر طعمه‌يي هستيم تا بهانه‌ و دستآويزي براي چند صباحي بيشتر خنديدن، لودگي كردن و فرافكني خلاءهاي عاطفي و روحي خودمان بيابيم و آن طعمه را قرباني كنيم تا همه يادشان برود هر كدام از ما خودمان قرباني كمبودهايي هستيم كه...
شايد اگر آن طعمه‌ي از همه ضعيفتر و بي‌دفاعتر نبود، خود ما قرباني فرصت‌طلبي دوستانمان مي‌شديم كه دقايقي خنديدن و مضحكه كردن را فداي يك عمر فراموش كردن انسانيت و اخلاقيات مي‌كنند!
بيشتر از اين فيلم را هندي نمي‌كنم!!!

msheyda گفت...

افتخارات وارونه
دنيای خوبيه
منم موافقم
منم از فلسفه پدر بزرگم ميام
پدر بزرگم فلسفه دان بزرگی بود
حيف که ديگه در اين دنيا نيست
تا بياموزم از او باز هم ...///
اهورايی و اوستايی باشی

لینک گفت...

لینک افتخارات

Hootan Ahmadi Hamedani گفت...

من فقط يک افتخار دارم و آن هم شروع تدريس در دانشگاه در سن ۲۱ سالگی و برگزيده شدن ه عنوان استاد نمونه معاری در تهران در سن ۲۹ سالگی

ناشناس گفت...

man memo az tehran.kheyli bi maze bood vali on yeki bavar haye khise yek morde jaleb booood kheyli.az ahang farhad ham mamnoon.ok
?????????????????????????

Armin گفت...

:)

آکام گفت...

خيلي جالب بود
جالب كه چه عرض كنم به نظر من محشر بود
minäkin haluan sinun kirjoittaa
اميدوارم باز هم شاهد چنين شاهكارهايي باشيم
برايت بهترينها را آرزو ميكنم
هميشه شاد و پيروز باشي
« آكام»

نيلوفر گفت...

واي مرسي از نوشته ات الان که دارم فکر مي کنم ميبينم من چقدر افتخارات دارم بايد بنويسمشون